گياه فريب خورده!!!

گياه فريب خورده

چنانچه سرعت چرخش زياد باشد نيروي گريز از مركز به حدي افزايش مي يابد كه از اثر وزن زيادتر ميشود. آزمايش جالب زير نشان ميدهد كه با چرخش يك چرخ معمولي نيروي گريز از مركز تا چه حد افزايش مي يابد.

ميدانيم كه ساقه گياه جوان هميشه به طرف عكس نيروي وزن ، يعني به عبارت ساده به بالا رشد ميكند. اما اگر تخم هاي گياهي را روز چنبر چرخ دواري بكاريد و در تمام مدتي كه گياه ميرويد چرخ با سرعت زيادي بچرخد ، چيز حيرت آوري را مشاهده ميكنيد ( ان كار را " نايت " گياه شناس انگليسي بيش از 100 سال پيش براي نخستين بار انجام داد.) : ريشه هاي جوانه ها به خارج و ساقه ها به داخل در امتداد شعاع چرخ رشد خواهد كرد.

با اين عمل ما گياه را به طور شرطي گول زديم ، يعني كاري كرده ايم كه به جاي نيروي سنگيني ، نيروي ديگري كه سمت آن از مركز به خارج متوجه است ، روي گياه تاثير كند . از آنجا كه جوانه هميشه به جهت عكس نيروي وزن رشد ميكند ، در اين مورد به داخل چرخ ، از چنبر به طرف محور ، رشد كرده است. سنگيني مصنوعي كه ما بوجود اورده ايم ، از سنگيني طبيعي نيرومند تر بوده و جوانه تحت تاثير آن رشد كرده است.

نقل از كتاب فيزيك براي سرگرمي اثر پرلمان

ایا میتاوینداین نوتشه را بخاویند؟

چناچنه به طوررومزره به زبان فارسی صحبت می کیند، باکمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید.درداشنگاه کمبریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن این کملات درمغزاجنام شده است که مخشص می نکد که مغزانسان تهنا حروف اتبداواتنهای کلمات را پدرازش کرده وکمله رامی خاوند.به هیمن دلیل است که باوجود به هم ریتخگی این نوتشه،شماتواسنتیدان رابخاونید!!!!!!

غبار هاي هوشمند

در دهه 1990 محققي به نام "كريس پيستر" آينده اي را مجسم مي كرد كه در آن انسانها مي توانند سراسر زمين را با حسگرهاي ريزي كوچكتر از دانه هاي برنج بپوشانند.

اين ذرات كه پيستر نام ذرات غبار هوشمند را بر روي آنها گذاشته بود، قادرند هر چيزي را تحت نظر گرفته و عملكردي مانند پايانه هاي عصبي سياره داشته باشند. اين ذرات كه به قدرت محاسبه، تجهيزات حسي، راديوهاي بي سيم و باطريهايي با طول عمر بالا مجهز هستند مي توانند همه جاي زمين را حس كرده و رصد كنند و اطلاعات هنگفتي را در رابطه با انسانها، شهرها و محيط زيست جمع آوري كنند.

اكنون نسخه اي از تخيلات پيستر در رابطه با غبارهاي هوشمند در حال تبديل شدن به واقعيت است كه شايد شباهت كاملي به آنچه وي در ذهن پرورانده نداشته باشد. جديدترين اخبار در اين زمينه از شركت HP به دست آمده است. اين شركت به تازگي اعلام كرده در حال مطالعه بر روي پروژه اي به نام "سيستم عصبي مركزي براي زمين" است. اين شركت قصد دارد طي سالهاي در پيش رو تريليونها حسگر را در سرتاسر زمين پراكنده سازد.

اين ابزارهاي بي سيم مي توانند براي رديابي نشانه هاي سلامت اكوسيستم، رديابي دقيق تر زمين لرزه، پيش بيني الگوهاي ترافيكي و كنترل ميزان مصرف انرژي مورد استفاده قرار گيرند. ايده اصلي اين است كه اگر انسانها در زمان حقيقي اطلاعات كاملتري از جهان اطراف خود داشته باشند مي توان از وقوع تصادفات جاده اي جلوگيري كرده و انرژي بيشتري ذخير ساخت.

HP اولين قدم در مسير اين هدف را در حدود دو سال پيش و زماني برداشت كه اين شركت طي برنامه اي مشترك با Royal Dutch Shell در حدود يك ميليون قطعه حسگر در ابعاد يك قوطي كبريت را به منظور كمك در استخراج نفت و كنترل حركات و ارتعاشات صخره ها در زمين نصب كرد. اين حسگرها كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرند وسعتي در حدود 15.5 كيلومتر مربع را پوشش داده اند. به گفته "پيت هارتول" از محققان بلند پايه لابراتوار HP اين بزرگترين برنامه استفاده از غبارهاي هوشمند در طول تاريخ به شمار مي رود.
ادامه نوشته

وقتی زمین را از روی مریخ نگاه کنیم ...




این تصویر جدیدی نیست و در واقع در هشتم مارس سال ۲۰۰۴ گرفته شده است. اما به احتمال زیاد تا به حال آن را ندیده اید، چرا که به نظر می رسد همین چند روز پیش توسط ناسا منتشر شده است. این نخستین عکس از کره زمین است که از روی سیاره ای دورتر از ماه گرفته شده. این عکس را مریخ نورد اسپیریت یک ساعت قبل از طلوع خورشید از روی سطح مریخ گرفته. تا پیشرفت هایمان به مان نشان بدهد که چقدر کوچک هستیم.!!!!!!!
‏ آن نقطه ی کم رنگ در وسط تصویر ما هستیم. همه ما!!!!!

طرح ضيافت

در اين طرح كه به مدت سه هفته در ماه مبارك رمضان برگزار ميشود 9درس ارائه ميشود كه معادل 4 واحد از دروس معارف است

براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت ziafat.nahad.ir مراجعه كنيد

چرا آسمان در شب تاريك است؟


چرا آسمان در شب تاريك است؟

ساده ترين رويدا دها،غالباً غني ترين آگاهيها را با خود دارند.كافي است به آنها نظر كنيم.سقوط يك سيب ،راز جاذبه عمومي را بر نيوتن آشكار ساخت. شب سياه در دل خود آغازهاي كائناترا دارد.

در1610 ،كپلر راز سياهي شب را از خود پرسيده و به خود گفته بود كه اگركائنات بي پايان است ،آسمان شبانگاهي-در آن هنگام كه خورشيدآن سوي كره زمين را روشن مي كند- نيزبايد چون روز درخشان باشد.يك كائنات بي نهايت ،بايد حامل مقداري بي نهايت ستاره و هر كدام به همان تابندگي آفتاب ،باشد. همانطور كه در دل يك جنگل انبوه،نگاه آدمي در هر سو بر روي تنه هاي درختان بي شمار متوقف مي شود،در«جنگل ستارگان» يك كائنات بي نهايت، نيز،بايد نگاه بر هر سو كه متوجه شود ، با يك ستاره بر خورد كند و آسمان شبها مي بايستي تابندگي خورشيد را داشته باشد.كپلر نتيجه مي گرفت كه بنابراين شب سياه به معني آن است كه كائنات بي پايان نيست.

در1687 ،وقتي نيوتن نظريه كائنات بي پايان را از سر گرفت تا مبادا جاذبه عمومي اوهمه جهان را در يك توده عظيم مركزي فرو ريزد،مسئله شب سياه بارديگر ظهور كرد .هاينريش ‏‏‎ألبرس ستاره شناس آلماني با تكيه بر «ايده» يك منجم سوئيسي به نام ژان فيليپ دوشزو در 1823نظر دارد كه روشنايي ستاره ها مي بايستي درزمان سفرشان در فضا درجايي جذب شود وشب از اين جهت تاريك است كه نور ستاره ها،در حد كمال ، به ما نمي رسد.اين توضيح ،بهترين نبود ،زيرا آنچه كه جذب مي شود ،لاجرم بايد باز پس داده شود زيرا نور ،گم شدني نيست.رازي كه امروز ازآن به نام «تناقض ألبرس»ياد مي شود،سر به مهر مانده است.

  با كائنات«بيگ-بنگ» از راز ظلمت شب،سر انجام پرده برداشته شد.شب تاريك است ، زيرا براي پر كردن آسمان از روشنايي،ستاره به اندازه كافي نيست. تعداد ستاره ها محدود است، نه چنانكه كپلر مي انديشيد،به دليل آنكه كائنات حد و مرز دارد ،بلكه به اين دليل كه ما تمام كائنات را نمي بينيم. به دليل آنكه عالم آغازي داشته است و به دليل آنكه انتشار نور آني و فوري نيست .فقط روشنايي ستاره هايي به ما مي رسدكه در درون دايره-افق واقع شده اند.از سوي ديگر ،شمار ستارگان محدود است زيرا تا ابد نمي پايند.عمر ستاره هاي نوراني، درتناسب با سن و سال كائنات كوتاه است.چند ميليون يا حد اكثرچند ميليارد سال زندگي مي كنند و بعد مي روند.دست آخر ،گسترش كائنات نيز در اين ميان سهم اندك خود را ادا مي كند.هر چه مسافت كهكشانها از يكديگر دورتر شود،روشنايي نيز با دشواري بيشتري به ما مي رسد ونور نيرو و قدرت خود را از دست مي دهد و به قرمزي متمايل مي شود .و به اين ترتيب ،نيروي روشن كننده در دايره-افق كاهش مي يابد.

از واگن در حال حركت چگونه بايد پريد؟

از واگن در حال حركت چگونه بايد پريد؟اگر از كسي سوال كنيد كه از واگن در حال حركت چگونه بايد پريد؟ چنين جوابي خواهيد شنيد: رو به جلو. اما اگر از او بخواهيد كه درباره پاسخ خود توضيح دهد، او با اعتماد كامل شروع به استدلال مي‌كند و اگر شما حرف او را قطع نكنيد، خودش به زودي سكوت اختيار مي‌كند، زيرا بنابر قوانين سرعت نسبي واقعا او بايد به عقب بپرد.

هنگام پريدن چه اتفاقي مي‌افتد؟

وقتي ما از واگن در حال حركت مي‌پريم، بدنمان داراي همان سرعت واگن است و به جلو حركت مي‌كند، (طبق قانون اول نيوتن: اگر برآيند نيروهاي وارد بر جسمي صفر باشد، اگر آن جسم ساكن باشد، ساكن مي‌ماند و اگر متحرك باشد به حركت يكنواخت خود ادامه مي‌دهد) پس وقتي به جلو مي‌پريم، نه تنها اين سرعت را از بين نمي‌بريم، بلكه آن را افزايش مي‌دهيم.

از اينجا نتيجه مي‌شود كه بايد به عقب پريد نه به جلو و در جهت حركت واگن، زيرا ضمن پريدن به عقب سرعت حاصله از پرش از سرعتي كه بدن ما با آن حركت مي‌كند (سرعت قطار) ، كم مي‌شود در نتيجه بدن ما پس از تماس با زمين با نيروي كمتري به جلو خواهد افتاد.

به عقب نپريد!

اصل مطلب در ناتمام گذاشتن توضيحات است، ما چه به جلو بپريم و چه به عقب ، خطر افتادن ما را تهديد مي‌كند. اهميت اصلي مساله در اين است كه خطر افتادن به جلو از خطر افتادن به عقب كمتر است. در مورد اول ما با يك حركت عادي پا را جلو مي‌گذاريم و چنانچه سرعت واگن زياد باشد، چند قدم مي‌دويم و بدين وسيله از افتادن جلوگيري مي‌كنيم. اما هنگام افتادن به عقب اين حركت نجات‌بخش پاها وجود ندارد و به همين دليل خطر به مراتب بيشتر است. اين مطلب نيز اهميت دارد كه وقتي ما به جلو به زمين مي‌خوريم، با قرار دادن دستها به جلو كمتر از زمين خوردن به عقب صدمه مي‌بينيم.

پريدن از واگن با يك ساك

روشن است كه آنچه گفته شد براي اجسام بي‌جان صادق نيست و خطر شكستن يك بطري وقتي از يك واگن در حال حركت به جلو ، به عقب پرتاب شود، كمتر از حالتي است كه بطري به جلو (در جهت حركت واگن) پرتاب شود.

پس چنانچه لازم باشد به دليلي از واگن بپريد و بخواهيد قبلا باري را كه با خود داريد پرتاب كنيد، بايد بار را به عقب پرتاب كنيد و خودتان به جلو بپريد.

منبع:دانشنامه رشد

ناسا قصد دارد کره زمین را جابجا کند!!!


 
دانشمندان یک روش غیرمعمول برای غلبه بر گرمای کره زمین یافته اند و آن هم این است که کره زمین را به یک مدار دور تر از خورشید یعنی یک منطقه خنک تر حرکت بدهند!


این ایده عجیب زائیده ی ذهن مهندسان ناسا و یکسری از اخترشناسان آمریکایی ست که معتقدند این روش حدود ۶ بیلیون سال به عمر سیاره ما اضافه می کند، به عبارت دیگر عمر مفید زمین ۲ برابر خواهد شد! برای این کار طرح هایی هم ارائه داده اند.


جالب است بدانید که برای این کار نیاز به نیروی عظیمی برای حرکت دادن کره زمین نیست. فقط کافی ست یک ستاره ی دنباله دار را به سمت زمین هدایت کنند.
متن کامل مقاله در گاردین


دکتر Laughlin که در مرکز تحقیقات ناسا در کالیفرنیا کار می کند گفته است که برای این کار فقط لازم است یک ستاره ی دنباله دار و یا شهاب آسمانی را به سمت زمین هدایت کنیم به طوری که با سرعت از کنار و نزدیک زمین رد بشود و به این طریق می توان از نیروی گرانشی شهاب که روی زمین اثر خواهد گذاشت استفاده کرد. در نتیجه ی اینکار سرعت مداری زمین افزایش پیدا می کند و به یک مدار بالاتر می رود که از خورشید دورتر است و به این ترتیب به یک منطقه ی خنک تر هدایت می شویم.


همچنین این مهندسان گفته اند که پس از این کار، باید این ستاره ی دنباله دار را به سوی زحل یا مشتری هدایت کرد تا روند رو به عقب اتفاق بیفتد و انرژیش را از یکی از این ۲ سیاره غول آسا بگیرد. بعدها مدارش آن را دوباره به سمت زمین برخواهد گرداند و این روند همچنان تکرار خواهد شد!


این گروه گفته اند که هدفشان در نجات کره زمین کاملا جدی ست و تنها چیزی که احتیاج دارند پرتاب یک موشک شیمیایی به یک شهاب آسمانی یا ستاره ی دنباله دار است که در زمان مقرر باعث آتش گرفتنش بشود که چنین دانشی همین حالا هم وجود دارد!


این طرح جنبه های نگران کننده ی زیادی دارد. مهندسین هوافضا باید برای هدایت شهاب و یا ستاره ی دنباله دار به سمت زمین نهایت دقت را بکنند زیرا کوچک ترین اشتباهی در این زمینه، کره زمین رو به مداری جلوتر خواهد برد (مدار آتش) و عواقب ویرانگری را در پی خواهد داشت. کباب شدن محیط زیست زمین کم ترین آن ها خواهد بود.

چرا برف سفید است؟؟؟

 
برف؛ همان آب یخ زده است و یخ همچنان كه می دانیم ، رنگی ندارد. در این صورت ، چرا برف سفید است؟
دلیلش این است كه هر دانه برف از تعداد بسیاری زیادی بلورهای یخ تشكیل می شود. این بلورها سطوح بسیار دارند. و آنچه باعث میشود برف سفید به نظر برسد، بازتاب نور از تمام این سطوح است. برف زمانی تشكیل میشود كه بخار آب در جو زمین منجمد شود. همچنان كه بخار آب منجمد می شود، بلورهای روشن و شفاف نیز تشكیل میشوند. جریانهای باد، این كریستالها را در جو زمین بالا و پایین می برند. بلورها ضمن این كار، تدریجأ ذرات بسیار ریزی را كه در ابرها هستند، جذب می كنند. وقتی گروهی از بلورهای یخ، بقدر كافی بزرگ شد به صورت دانه برف به سوی زمین شناور میشود. بلورهایی كه در كنار هم قرار می گیرند و تشكیل دانه برف می دهند، همیشه آرایش خاصی بخود می گیرند. این بلورها یا به شكل ستاره های شش پر هستند یا به شكل صفحات نازكی شبیه یك شش ضلعی اند. هر یك از بالهای ستاره شش پر، عینأ همچون بقیه است. با آنكه تمام بالها و شاخه های دانه برف همشكل هستند؛ تاكنون حتی دو دانه برف پیدا نشده كه موبه مو مثل یكدیگر باشند. انسان، برف را همیشه به رنگ سفید در ذهنش مجسم می كند. ولی مواقعی هم بوده است كه عملأ برف رنگی از آسمان باریده است. یكی از این موارد، گزارشی است كه چارلز داروین از خود برجای گذاشت. او در جریان یكی از سفرهای علمی اش متوجه شد كه سم قاطرهایی كه بارها و وسایل او را حمل میكردند پس از مدتی راه رفتن در روی برف، كم كم قرمز میشود. قرمزی برف، در اثر وجود گیاهان بسیار ریزی به نام جلبك پدید آمده بود، كه در جریان تشكیل برف، در جو زمین پراكنده بوده اند.

سراب و راه کارها


سراب یک پدیده فیزیکی اپتیکال است که در اثر خطای چشم و انعکاس نور از یک هوای گرم در حال حرکت به سمت بالا در مجاورت شن یا زمین سنگی ایجاد می شود. سراب معمولا به فاصله 10 کیلومتری از شما تشکیل می شود . سراب باعث می شود که شما اجسامی را که 5/1 کیلومتر یا بیشتر با آن فاصله دارند در حال حرکت ببینید .
علت ایجاد سراب به این خاطر است که دانسیته هوا در مجاورت زمین گرم کاهش می یابد و لایه نازکی از هوای گرم با دانسیته کم در حال حرکت به سمت بالا تشکیل می شود . این تغییرات شدید دانسیته هوا عاملی می شود که شما تصویر انعکای آسمان را بر روی زمین مشاهده کنید و این چیزی نیست جز سراب.

سراب و راه کارها

وجود سراب باعث می شود دید شما نسبت به اجسام یا ضایعات طبیعی در فاصله 10 کیلومتر یا بیشتر به شدت کاهش یابد و عملا شما قادر نباشید اجسام در فاصله دور را تشخیص دهید . همچنین سراب در یک محیط مسطح باعث می شود که شما خود را در یک جزیره ای که با آب محاصره شده ببینید. دیدن اجسام در پشت سراب عملا غیر ممکن است.
سراب باعث می شود که شما قادر به تشخیص نقطه هدف نشوید و نتوانید فواصل را به درستی تخمین بزنید . برای غلبه بر پدیده سراب کافیست به بالای سطحی با ارتفاع 3 متر یا بیشتر بروید تا بر آن غلبه کنید . با این کار شما در بالای سطح هوای گرم مجاور سطح کویر قرار می گیرید و به این ترتیب انعکاس نور کمتری را خواهید دید و سراب عملا نا پدید می شود .
در هنگام روز دمای هوا در هنگام ظهر به 50 تا 60 درجه سانتی گراد می رسد (در فصل گرما ) . جالب است بدانید دمای زمین کویر (شن یا خاک) 10 تا 15 درجه گرمتر از دمای هوا خواهد بود و دمای محیط سایه 10 تا 15 درجه خنکتر از دمای هوا می باشد. در کویر در صورتی که به سمت خورشید حرکت می کنید فواصلی که در دور دست می بینید فاصله ای 2 برابر آن چیزی که شما می بیند دارند ولی در صورتی که پشت به خورشید حرکت می کنید فواصل دور دست تقریبا همان فاصله واقعی را دارا می باشند . توجه به این نکته در تخمین فاصله ها در هنگام روز بسیار حائز اهمیت است. علت ایجاد این پدیده همان وجود اختلاف زیاد دانسیته است و شعاع های نوری به حالت منحنی در آمده و شما اجسام را بزرگتر و نزدیکتر می بینید . همچنین ارتفاع این اجسام بالاتر از سطح واقعی آنها خواهد بود (مانند شکل)
به دلیل وجود سراب پیشنهاد می شود زمان حرکت در محیط کویر را در زمان طلوع یا غروب خورشید و یا شبهای مهتابی انتخاب کنید . شدت نور در کویر نسبت به سایر مناطق بمراتب بیشتر است . ماه در کویر بسیار نورانی است . شدت بادها در هنگام شب کاهش می یابد یا به کلی قطع می شود و گرد و غبار نا پدید می گردند . به دلیل رطوبت بسیار جزئی در هنگام شب کویر ، فواصل بسیار دور قابل رویت هستند و نورهای بسیار ضعیف در این فواصل قابل تشخیص می باشند. همچنین صدا تا مسافت بیشتری نفوذ می کند.
به این نکته توجه داشته باشید ، در شبهای که ماه در آسمان نیست , دید بسیار کم است و خطرات گم شدن در صورت نا آشنا بود به منطقه بسیار زیاد است. توصیه می شود در اینگونه شبها حتما از وسایل جهت یاب مانند قطبنما و جی پی اس استفاده کنید.

تصاوير و فيلم حيرت‌انگيز رصدخانه جديد ناسا از خورشيد

ده هفته پس از پرتاب، رصدخانه ديناميك خورشيد خورشيدي ناسا چشمان خود را به روي خورشيد گشود و براي نخستين بار، جزئيات زندگي تنها ستاره منظومه شمسي را در حالت واقعي به تصوير كشيد. فيلم و تصاوير منتشرشده از ناسا را در ادامه ببينيد.

حلقه‌هاي آتشين از گازهاي يونيزه كه از سطح خورشيد فوران مي‌كنند، مهم‌ترين رويدادي است كه در نخستين فيلم گرفته شده از خورشيد مشخص شده است. اين براي نخستين بار است كه دانشمندان مي‌توانند جزئيات فرايندهاي خورشيد و تغييرات ميدان مغناطيسي آن‌را در هر لحظه ثبت كنند و شرايط اين ستاره را با دقت بهتري پيش‌بيني كنند.



تا پيش از اين، ماهواره‌ها و رصدخانه‌هاي خورشيدي فراواني به فضا ارسال شده بود، اما هيچ‌كدام از آن‌ها نمي‌توانستند هم‌زمان، تمام سطح خورشيد را با دقت دلخواه رصد كنند. اين درحالي است كه رصدخانه ديناميك خورشيدي 808 ميليون دلاري يا اِس.دي.او هر 10 ثانيه يك بار، چهار تصوير بسيار پركيفيت در چهار طول‌موج مختلف از سطح خورشيد مي‌گيرد و آن‌ها را با سرعت 130 مگابيت بر ثانيه به زمين ارسال مي‌كند. از تركيب اين حجم عظيم اطلاعات، فيلمي با استاندارد كيفيت IMAX آماده مي‌شود كه زندگي لحظه به لحظه خورشيد را طي پنج سال آينده به تصوير مي‌كشد.



يكي از ابزارهاي علمي اس.دي.او، مجموعه تصويربرداري اتمسفري، اِي.آي.اِي است كه از 4 تلسكوپ براي مطالعه سطح و جو خورشيد استفاده مي‌كند. اِي.آي.اِي توانسته حلقه‌اي عظيم از گازهاي داغ را ثبت كند كه به بيرون پرتاب مي‌شود. اين پديده كه زبانه خورشيدي نام دارد، در اثر ميدان‌هاي مغناطيسي خورشيد ايجاد مي‌شود كه منشا و رفتار آن‌ها هنوز به خوبي درك نشده است.


 

آزادسازي انرژي
اس.دي.او هم‌چنين توانسته است مناطق ديگري را روي خورشيد شناسايي كند كه مقدار زيادي انرژي از آن‌ها آزاد مي‌شود. ابزار اچ.ام.آي يا تصويربرداري مغناطيسي و لرزه‌سنجي نام دارد، توانسته شراره‌هاي خورشيدي را در سطح اين ستاره شناسايي كند كه در فيلم به نمايش درآمده از سوي ناسا، همان نقطه درخشاني است كه در بخش بالا-چپ خورشيد واقع شده است.



به دنبال اين شراره، موجي از انرژي و ماده به بيرون آزاد مي‌شود كه مواد لايه‌هاي بيروني جو خورشيد را داغ مي‌كند و آن‌ها را در حجم وسيعي به بيرون پرتاب مي‌كند. در اين رويداد كه فوران مواد تاج، سي.اِم.اي ناميده مي‌شود، اگر اين مواد در مسير زمين قرار بگيرند، مي‌توانند به راحتي ماهواره‌ها را از كار بياندازند، فضانوردان خارج از ايستگاه فضايي را با خطر مرگ روبرو كنند و شبكه‌هاي مخابراتي و انتقال برق را در عرض‌هاي شمالي زمين با اختلال شديد روبرو كنند. البته ورود آن‌ها به ميدان مغناطيسي زمين، پديده زيباي شفق قطبي را در مناطق قطبي به همراه خواهد داشت

در اين رويداد كه 30 ثانيه طول كشيده، ماده فراواني به اندازه گنجايش رودخانه مي‌سي‌سي‌پي آزاد شده كه با سرعت يك‌ونيم ميليون كيلومتر در هر ساعت به سوي زمين حركت مي‌كند. اين سرعت در مقايسه با سرعت نور، خيلي زياد نيست و به همين دليل، دانشمندان هميشه خورشيد را زير نظر دارند تا اگر وقوع اين پديده را ديدند، از فاصله زماني صد ساعته (تقريبا 4 روزه) براي رسيدن اين طوفان خورشيدي به زمين استفاده كنند و ماهواره‌ها، شبكه‌هاي ارتباطي و فضانوردان را در شرايط ايمني قرار دهند.


اِي.آي.اِي اين فوران را در محدوده‌اي از طول‌موج‌ها مشاهده كرد كه متناظر با محدوده‌هاي دمايي از 80هزار تا 10 ميليون درجه سانتي گراد است و در فيلم منتشرشده از سوي ناسا با رنگ‌هاي مختلف به نمايش درآمده است. با انتشار موج در سطح خورشيد، مي‌توان تغييرات رنگ را ديد كه نشان مي‌دهد گاز به سرعت داغ مي‌شود.

جهان موازي ثابت شد/ مردي كه ۴۸/۱ ثانيه از همه انسانها جوانتر است!  

جهان موازي ثابت شد
جهان موازي ثابت شد/ مردي كه ۴۸/۱ ثانيه از همه انسانها جوانتر است!
فيزيكدانان كوانتمي دانشگاه كاليفرنيا كشف عجيبي كرده اند كه به گونه اي نشان مي دهد جسمي كه در مقابل يك فرد قرار گرفته و ديده مي شود مي تواند به صورت همزمان در جهاني موازي نيز وجود داشته باشد.

به گزارش مهر، اين كشف به واسطه ذره اي كوچك و فلزي انجام گرفته است؛ براده اي به قطر يك تار مو، جسمي كه بسيار ريز است اما در عين حال مي توان آن را با چشم غير مسلح نيز مشاهده كرد.

دانشمندان اين ذره را در كاسه اي مخروطي و تاريك سرد كرده و تمامي هواي اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج كردند. سپس محققان ذره را مانند يك دياپازون حركت داده و مشاهده كردند ذره در زماني واحد حركت كرده و متوقف مي شود.

چگونه اين پديده را درك كنيم؟

براي درك اين پديده كه كاملا غير ممكن به نظر مي رسد، بايد بسيار بسيار كوچك انديشيد، حتي كوچكتر از اتمها، الكترونهايي كه به دور هسته اتم در گردشند، در آن واحد در حالتهاي چند گانه حركت مي كنند كه ثابت كردن آنها تقريبا غير ممكن است. به بيان ساده تر مي توان گفت زماني كه فردي در شهر اكلاهاما به ديدن مادر خود مي رود در جهان موازي كه ذرات اتمي وي در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشاي تلويزيون است.

به گفته دانشمندان شايد اين پديده كاملا غير واقعي به نظر آيد اما بر پايه علم حقيقي رخ مي دهد. بر اساس يكي از نظريه هاي فيزيكي زماني كه پديده اي در يك حالت مشاهده مي شود اين پديده جهان را به دو بخش تقسيم مي كند. نظريه چند حالتي بر اين پايه استوار است كه جهان فعلي طي مشاهده انسان متوقف شده و انسان تنها يكي از واقعيات در حال وقوع را مشاهده مي كند. براي مثال مي تواند توپ فوتبال را ببيند كه در هوا در پرواز است، اما شايد در جهان موازي اين توپ در همان لحظه سقوط كرده باشد و يا شايد اصلا فردي در آن لحظه مشغول بازي فوتبال نباشد.

بسياري از فيزيكدانان بزرگ پايه هاي علمي جهان چند حالتي را حتي اگر نتوان آن را به اثبات رساند قبول دارند. "شان كرول" از موسسه تكنولوژي كاليفرنيا يكي از اين فيزيكدانان بوده و معتقد است تا زماني كه نتوان تمدنهاي فوق پيشرفته بيگانه را تصور كرد كه پي به واقعيت اين نظريه برده اند، انسانها تحت تاثير امكان وجود جهانهاي ديگر قرار نخواهند گرفت. وي در عين حال معتقد است هرگز فردي قادر به ابداع دستگاهي نخواهد بود كه با استفاده از آن بتوان ميان اين جهانها ارتباط برقرار كرد.

درك واقعيت جهان موازي بستگي شديدي به درك انسان از زمان دارد. به گفته "كرول" ما زمان را به صورت واقعي احساس نمي كنيم، تنها شاهد گذشت آن هستيم. براي مثال گذشت زمان در هنگام يك مسابقه هيجان انگيز بسيار سريع و در سر كلاس يك درس كسل كننده كاملا كند است. يا هنگامي كه فردي تلاش دارد با تاخير در دفتر كارش حاضر نشود، دقايق براي وي با سرعتي باور نكردني مي گذرند اما چند دقيقه باقي مانده از ساعت كار به راحتي با چندين ساعت برابري مي كنند.

بازگشت به آينده

"فرد آلن ولف" از دانشمندان فيزيك كوانتم نيز معتقد است زمان به شكل يك خيابان يك طرفه به نظر مي آيد كه از گذشته به سوي حال در حركت است، اما با در نظر گرفتن نظريه هاي قابل ملاحظه اي كه در سطح كوانتمي ارائه شده اند، ذرات در آن واحد به سمت عقب و جلو در حركتند. در صورتي كه بتوانيم از بخش "جلو و عقب رفتن در آن واحد" صرف نظر كنيم، شانس درك بخشي از فيزيك را از خود گرفته ايم.

به گفته "ولف" زمان در ماشينهاي كوانتمي به صورت مستقيم حركت نمي كند بلكه حركتي زيگزاگ داشته و به همين دليل وي معتقد است امكان ساختن ماشيني كه بتواند زمان را منحرف كند، وجود دارد.

به گفته "ريچارد گات" فيزيكدان دانشگاه پرينستون "سرگئي كريكالو" فضانورد روسي كه در 6 ماموريت فضايي حضور داشته است نسبت به بقيه انسانهاي روي زمين 48/1 ثانيه جوانتر است زيرا وي در سرعتي بسيار بالا در مدار حركت كرده است و كم سن تر بودن نسبت به بقيه به معني جهش به آينده و تجربه نكردن زمان حال مشابه با ديگران است. به گفته وي از جهتي مي توان گفت اين فضانورد به سوي آينده سفر كرده و دوباره بازگشته است!

"گات" مي گويد نيوتن باور داشت زمان پديده اي جهاني است و تمامي ساعتهاي جهان به صورت يكسان حركت مي كنند. اكنون با توجه به نظريه نسبيت خصوصي اينشتين مي توان گفت سفر به آينده امكان پذير است. با در نظر گرفتن نظريه گرانش اينشتين، قوانين فيزيك از منظري كه امروز آنها را درك مي كنيم نشان مي دهند حتي سفر در زمان به سوي گذشته نيز امكانپذير است اما براي مشاهده امكان اين سفر بايد قوانين جديد فيزيكي در سطح كوانتمي فراگرفته شوند.

درك اين قوانين نيز با استفاده از ذره اي فلزي و بسيار كوچك و كاسه اي مخروطي شكل آغاز شده است. در واقع فيزيكدانان دانشگاه كاليفرنيا با ابداع خود مقياس ماشينهاي كوانتمي را به ابعاد بزرگتري تغيير دادند.

بر اساس گزارش فاكس نيوز، مسئله بعدي فراگرفتن چگونگي كنترل ماشينهاي كوانتمي و استفاده از آنها براي اجسام بزرگتر است. در اين صورت شايد بتوان با دستكاري تنها چند الكترون كوچك به جهان موازي دست پيدا كرد.

منبع :mehrnews.com

درخت‌هاي روي خورشيد

رصدخانه ديناميك خورشيدي، اس.دي.او كه هفته گذشته از نخستين تصاوير شگفت‌انگيز آن رونمايي شد، در تصاويري حيرت‌آور، شكل‌گيري يكي از زبانه‌هاي خورشيدي را مي‌بينيد كه به شكل يك درخت درمي‌آيد و صعود مي‌كند.

اين ستون‌هاي از گازهاي فوق‌العاده داغي تشكيل شده‌اند كه الكترون‌ها از اتم‌هاي آن جدا شده‌اند و به يون‌هايي تبديل شده‌اند كه تحت تاثير ميدان مغناطيسي، به اين طرف و آن طرف كشيده مي‌شوند. دماي اين ابر به يك ميليون درجه كلوين بالغ مي‌شود.


تنه درخت در ابتدا سرد است، اما با صعود به ارتفاع‌هاي بالاتر، به شدت داغ مي‌شود و فوران مي‌كند؛ تا آن‌كه دوباره خنك شود و به سطح خورشيد بازگردد.


رنگ‌هايي كه در اين‌جا مي‌بينيد، رنگ‌هاي كاذبي است كه براي مشخص‌كردن نواحي داغ و سرد به كار رفته است. رنگ‌هاي قرمز مربوط به نواحي 60هزار تا 80هزار كلوين و نواحي آبي و سبز مربوط به نواحي داغ با دماي يك ميليون تا دو ميليون كلوين است

پدیده شفق قطبی

شفق قطبي چيست و چگونه تشكيل مي شود؟
شفق‌های قطبی یکی از طبیعی‌ترین و زیباترین پدیده‌های جو زمین است. پدیده مزبور عبارت از ذرات بارداری هستند که از خورشید به سوی لایه‌های زیرین جو زمین سرازیر می‌شوند و روشنی‌هایی را که کلاً شفق‌های قطبی نام دارند پدید می‌آورند.

شفق قطبی یا نورهای قطبی، به بهترین صورت از حدود عرض جغرافیایی دایره‌ی اقیانوس منجمد شمالی (یا منجمد جنوبی) دیده می‌شود. نورهای قطبی درست همانند تابش‌های رنگی در آسمان هستند. نورهای قطبی در اثر الکترون‌هایی که در طول خطوط نیروی میدان مغناطیسی زمین حلقه می‌زنند، به وجود می‌آیند. این حلقه‌های الکترونی وارد جو زمین می‌شوند و باعث می‌گردند که گازهای رقیقی که در ارتفاعات بالای جو قرار دارند، همانند نور لامپ فلورسنت بدرخشند.

این الکترو‌ن‌ها عمدتاً از خورشید می‌رسند و تعداد آنها بستگی به فعالیت خود خورشید دارد. وقتی که سطح خورشید خیلی فعال باشد، ما نورهای قطبی بیشتری را مشاهده می‌کنیم تا زمانی که خورشید آرام‌تر است.
نور قطبی می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد. بعضی وقت‌ها شبیه به پرده‌ی آویزان، یا نورهای متحرک و یا پرتوهای نور است. رنگ آن نیز تغییر می‌کند ولی بیشتر مواقع دارای سایه‌ی سبز یا صورتی است.

شفق‌ها مانند پرده‌هایی عظیم به طول صدها کیلومتر از نورهای رنگی هستند
در موارد نادر شفق قطبی ممکن است سراسر آسمان مرئی، از افق تا سمت الراس را بپوشاند.

شکل شفق قطبی سخت متاثر از میدان مغناطیسی زمین است، امتداد حرکت ذرات خورشیدی را، در چندین هراز کیلومتر آخر، میدان مغناطیسی زمین هدایت می‌کند.

دوره تناوب ظهور شفق‌های قطبی
مشاهدات چندین ساله آشکار ساخته‌اند که دوره‌های مشاهده شفق‌های قطبی به طور مرتب در 5/11 سال تکرار می‌شوند. در طول این مدت، شماره شفق‌های قطبی نخست ، سال به سال کاهش می‌یابد و سپس شروع می‌کند به زیاد شدن تا مقدار آن در 5/11 سال از نو به ماکزیمم می‌رسد.

یک پرسش و یک پاسخ
چرا شفق‌های قطبی در عرض‌های بالا، یعنی در نواحی نزدیک به قطب‌ها مشاهده می‌شوند؟ در صورتی که می‌دانیم پرتوهای خورشید تمام سطح زمین را روشن می‌کنند. پاسخ این پرسش را استرمر (Stermer) ، دانشمند نروژی پیدا کرد. ذرات باردار گسیل شده از خورشید به جو زمین می‌رسند و به درون میدان مغناطیسی آن نفوذ می‌کنند. در آنجا نیروی میدان مغناطیسی زمین بر آنها اثر می‌کند و آنها را از مسیر اولیه خود منحرف می‌سازد.
استرمر محاسبات ریاضی پیچیده‌ای انجام داد و مسیر این الکترون‌ها را در میدان مغناطیسی زمین حساب کرد. او نشان داد که ذرات باردار منحرف شده توسط میدان مغناطیسی زمین، به یقین فقط به نواحی قطبی کره زمین وارد می‌شوند.

شفق‌های قطبی تصاویر آیینه‌ای نیستند
در کتاب‌های عمومی نجومی چنین آمده است که شفق‌های قطبی در اطراف هر دو قطب مغناطیسی زمین، تصاویر قرینه آیینه‌ای ایجاد می‌کننند. اما به نظر می‌رسد که چنین نیست. گروهی ، با استفاده از فضاپیمای Polar and Image متعلق به ناسا برای نخستین بار، بیضی‌های شفق قطبی را در آسمان نیمکره شمالی و جنوبی همزمان تحت نظر گرفتند. این دو حلقه نور، بسیار مشابه بودند اما دوام یکسانی نداشتند. این گروه، این تفاوت را از یک طرف ناشی از انحراف محور مغناطیسی زمین نسبت به جهت باد خورشیدی و از طرف دیگر ناشی از برآمدگی‌ها و فرورفتگی‌های میدان مغناطیسی زمین دانسته‌‌اند.

شفق‌های قطبی در دیگر سیارات
فضاپیماهای ویجر وجود شفق‌های مشابهی را در عرض‌های 78 تا 80 درجه‌ی شمالی و جنوبی جو مشتری و کیوان نشان می‌دهند.
اندازه تابناکی شفق‌های قطبی را بر حسب واحدی به نام ری لی (Rayleigh) اندازه می‌گیرند. هر «ری لی» برابر است با صد هزار فوتون بر سانتی‌متر مربع در ثانیه. معمولاً شفق‌هایی با تابناکی هزار «ری لی» مرئی بوده و پدیده‌ای همیشگی در شب‌های آسمان نواحی قطبی به شمار می‌آید.

بررسی‌ها نشان داده که شفق‌های جو مشتری نیرومندتر از شفق‌های زمینی هستند و درخشش آنها به 60 هزار ری لی می‌رسد. و هم چنین درخشندگی شفق‌های کیوان به 2000 تا 5000 بالغ می‌گردد.

طیف رنگ‌های موجود در شفق‌های قطبی
نیتروژن حجم عمده‌ای از گازهای موجود در جو زمین می‌باشد. اکسیژن، هیدروژن و هلیوم نیز با درصدهای متفاوتی در جو زمین وجود دارند. علت تغییر رنگ «شفق‌های قطبی» بستگی به گازی دارد که ذرات باردار «باد خورشیدی» به آنها برخورد می‌کنند و آن‌ها را وادار به تابش فوتون می‌کنند. طبق قوانین فیزیکی برای بر انگیخته شدن یک الکترون در هسته اتم، نیاز به صرف انرژی می‌باشد. الکترون با گرفتن انرژی برانگیخته می‌شود و از مداری به مدار بالاتر می‌رود. در بازگشت از مدار بالاتر به مدار اولیه الکترون انرژی‌ای را که گرفته بود به صورت انرژی تابش بر می‌گرداند. که طول موج این نور برای هر اتم مقداری منحصر به فرد است، و یکی از راه‌های تشخیص اتم‌ها به دست آوردن طول موج‌های الکترون‌های آنها ست وقتی که برانگیخته می‌شوند. در «شفق‌های قطبی» نیز قضیه به همین شکل می‌باشد. ذرات باردار «باد خورشیدی»، عناصر موجود در جو زمین را برانگیخته می‌کنند و هر کدام از عناصر بنا به ماهیت خود طول موجی از خود تابش می‌کنند، که دارای رنگ‌های مختلفی است.